تبليغاتX
پاکت نامه

بوسه

nina

 به چشمانت بیاموز که هر کس ارزش دیدن ندارد.

به دستانت بیاموز که هر گل،ارزش چیدن ندارد.

به قلبت بیاموز که هر کس کنج ان جایی ندارد

**********

گفتی که می بوسم تو را
گفتم تمنا می کنم
گفتی اگر بیند کسی
گفتم که حاشا می کنم
گفتی ز بخت بد اگر ناگه رقیب آید ز در ؟؟
گفتم که با افسونگری او را ز سر وا می کنم
گفتی که از بی طاقتی دل قصد یغما می کند
گفتم که با یغما گران باری مدارا می کنم
گفتی که پیوند تو را با نقد هستی می خرم
گفتم که ارزانتر از این من با تو سودا می کنم
گفتی اگر از کوی خود روزی تو رو گویم برو؟؟

گفتم که صد سال دگر امروز و فردا می کنم

*** باعرض معذرت چون مشغول تعویض ویندوز بودم وادامه دارد نمی دونم این شعر مال

کدام شاعر خوش ذوق است خودتان شاعر را پیدا کنید    نینا

+ |نویسنده: نینا شفیعی |ساعت: 15:26 |تاریخ: دوشنبه سی و یکم فروردین 1388 |موضوع: |

دنياي من

خشم ان نيست كه فرياد بزني

گاهي لازم است آرام بگوئي فردا روز دگريست

****.

دنياي من به بلندي آسمان ووسعت دريا سپيدي ابر َشفافي بال فرشتگان است

دنياي من به روشنايي آفتاب وزيبائي ستارگان شب كوير وبوسه موج بر صخره بي توقع مداوم

 وصبوري صخره است.

دنياي من قلبي بدون كينه آكنده از عشق ومحبت بي ريا بدون توقع از باز پس گيري اگر محبت

 وعشق را برگرداندند ممنون وگرنه رايگان نثار همه

دنياي من چون گياه سدي نمي شناسند براي رويش وبقا هميشه در مباره است

دنياي من گذشته را گم كرده آينده را نمي بيند. گرچه گذشته گاه گاهي لب پنجره خاطره ام مي آيد.

دنياي من آواز عشق ميخواند گرچه خوش صدا نيست آرام كننده است

دنياي من خداي بدون تزئينات ومخلفات مي شناسد وخدا هم مرا همين گونه بي ريا دوست دارد

دنياي من مستانه مي خرامد نمي دود .چون مي داند آخر پاياني است درسر وقت

براي ديدن دنياي من چشم سوم مي خواهد و دل پاك .كار سختي نيست فقط بايد مرا فهميد

همين گونه كه هستم

 اگر بديدار من ميايي صادق بيا وصميمي با دل بيا كه دل فرش زير پاي توست

 

                                                       نينا

 

 

+ |نویسنده: نینا شفیعی |ساعت: 12:36 |تاریخ: یکشنبه سی ام فروردین 1388 |موضوع: |

زليخاي زيبا باز آمد يوسف اش غم مخور

زليخاي زيبا بله گفت يوسف اش غم مخور

++++++++++++++++++

يوزارسيف نا اميد بحضور پادشاه مصر رفت شكوه كرد كه زليخا جواب خواستگاري مرانمي دهد

حالا كه ما اورا جوان كرديم ناز ميكند.

نا گاه پادشاه مصر زليخا را به حضورخواست ومستقيم زليخا را مجدداً براي يوزاسيف خواستگاري كرد

وزليخا سر بزير انداخت ومحجوبانه گفت نه! مي خواهم ادامه تحصيل دهم

وبه اطاق خويش رفت  نگران بود مبادا يوزارسيف پشيمان شود

نداي فرشته وصل امد

زليخا جواب مثبت بده ما ترا به دكترايي از دانشگاه هاروارد ( مدل كردان) نائل ميكنيم تواز يوسف

بما رسيدي چون تحفه اي نبودي دوباره مال يوسف باش تا سنت چند همسري بهم نخورد

سپس زليخا بر راه يوزارسيف نشست "

يوزارسيف كه مي گذشت گفت يوسف ، يوسف (با اهنگي عشوه آميز)

يوسف ايستاد وزليخا پرده از چهره بازكرد وجلوي ملت مصر گفت با اجازه بزرگتر ها (بلللللللللله)

چنين شد كه گل از گل هر دوشگفته شد وعشق اغاز گشت

اما مشگل اينجا بود كه هرچه به مركز نا باروري رويان مراجعه كردند بچه دار نشدند واز نسل

يوسف وزليخا فرزندي نماند

ويوسف هم راه اجدادش را كه چند همسري بود ادامه داد تا به نسل ما رسيد

يوسفان زمان ريز ودرشت زشت وزيبا اشگال ندارد چند همسر داشته باشيد

فراموش نكنيد كه فقط پتو جوان كننده نداريد.پس بدنبال پیران نروید

                                                        نينا بيكار

+ |نویسنده: نینا شفیعی |ساعت: 14:56 |تاریخ: شنبه بیست و نهم فروردین 1388 |موضوع: |

برای نوه گل ام

آموخته ام ... که همیشه برای کسی که به هیچ عنوان قادر به کمک کردنش نیستم دعا کنم

 

خانه اي ساخته ام در كنج خيال

در خيابان پر از مهر

كوچه محبت وصفا

درديوار برنگ رويا

حوض آبي پر از ماهي

الاچيقي از عشق

باغچه همه گل ناز

درب  ان نقش دل است

دل خط خورده من

 عطر ان عطر وفا

دل درسينه بي تاب است

سروقت بيا .

**.

سالهاست چشم براه توام

نرمي دست ترا

بوي عطر ترا

لب خيس ترا

عشق من غمزه ميا

مپران عشوه وناز

كه خريدارم باز

بادلي پاك نشسته ام

 به انتظار

دل درسينه بي تاب است

سر وقت بيا

**.

 گل من بيا

لب من اماده بوسيدن توست

بغلم گرم در آغوش گرفتن توست

گل من عشق عزيز

 ديگه دل ندار تاب انتظار

سرموقع وقت ديدار بيا

                                مامان بزرگ نینا  

+ |نویسنده: نینا شفیعی |ساعت: 10:46 |تاریخ: جمعه بیست و هشتم فروردین 1388 |موضوع: |

برای تو

nina

 

حالي دارد قدم زدن در كوچه باغ خاطره ها

باقطره هاي باران

راستي يادم نيست ؟

تواز نسل باران هستي يا نسيم

هرچه هستي گذرا نيست يادت

گم شدم در شهر خاطره ها

لطفاً

كسي مرا پيدا نكند

من خوش ام ومست با يادت

 

                                                             نینا
+ |نویسنده: نینا شفیعی |ساعت: 13:51 |تاریخ: پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388 |موضوع: |

برف بهارانه

nina

قومي متفكرند در مذهب ودين؛

جمعي متحيرند در شك ويقين.

نـا گاه منــادي بر آيِــد زكـمين،

((كاي بيخبران ! راه نه آن است ونه اين.))

*****.

 

25 فروردين 88 بارش برف بر شكوفه هاي سيب حياط خانه من اگر امسال

سيب نداد توبه من

 نخند من از خانه همسايه سيب را مي چينم وبه اين نمي انديشم كه چرا

خانه كوچك من سيب نداشت .

                                               

 

             

 

شكوفه يخ زده سيب

شكوفه يخ زده سيب

 نينا

+ |نویسنده: نینا شفیعی |ساعت: 10:29 |تاریخ: چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388 |موضوع: |

واما ايميل من

nina62

موخته ام ... که مهربان بودن، بسیار مهم تر از درست بودن است

  واما ايميل من ( پست الكترو نيكي)

فكر ميكنم  پري حق داشت عاشق پستچي محله ما شد كاشكي پستچي ها مثل قديم بودند

به خودم شك كردم يا پستچي الكترونيكي عاشق من شده يا من نيكل كيد من شايد هم خانم

 كلينتون يا اصلا خود اوباما.

هر بيست وچهار ساعت اينجانب بين 150 تا200 ايميل دارم  از ادمهائي بااول اسم از الف تا ي 

 بعضي ها هم تكراري هستند بعضي ها هم اسم دوستان

عكسهاي خفن..........محمد                                 ( خودم دارم)

موزيك رب................سهيلا                           ( خودم اند رب هستم)

فيلمهاي روز مجاز غير مجاز                        (هي بگو بابا فيلمي نيستم)

خريد فروش لب تاب گوشي موبايل. جواهر   

(نمي دونم چگونه تشخيص دادند پول دارم بايد محافظ بگيرم)

جراحي زيبايي::::::

  ( نمي دونند من دماغ هخامنشي ام را بادنيا عوض نمي كنم

اون موقع ها كه با وام سازمان زنان 5هزار توماني همه دماغ ها سر بالا رفتن

دماغ من سرازير بودحالا كه با 5ميليون ترجيح مي دهم باستان را حفظ كنم)

تزئين سفره عقد     ( كوشوهر اگر با داماد باشه قبول)

لباس عروس  ( بسايز من نمي خوره ان هم از نوع لختي)حجب وحيا گم شده

نواع لباس شب ولباس نامزدي وحنا بندان الي آخر (كفن بود مي خريدم)

لوازم ارايش ( حسن خدا داده را حاجت مشاطه نيست)

هك گردن دوستان  ( مهر ومحبت اينتر نتي)

ووووووووووووو بجز معرفي يك سايت كتاب (چه مظلوم مانده اين رفيق)

اين هم يك نوع كاسبي اينتر نتي در شهر هرت ماست

فقط مي ماند من بيچاره كه ايميل هاي اصلي ام هم لابه لاي اينها گم و گور ميشود وحذف كلي :

صداي دوستان در مي آيد كه چرا جواب نمي دهي وبا شرمندگي ميگويم ريختم دور.

در نتيجه هر شب كه سطل زباله را ميگذارم بيرون منزل پر است از اهنگ ها فيلمها ، لب تاب گوشي

و لباس عروس ومخلفات

كسي نيست بگه بابا اين هم شد شغل جز زحمت براي ديگران چه نفعي دارد 

البته بدون لب تاب يادتان باشد لب تان را تاب ندهيد 

                                                            عشوه بحساب می آید نینا 

+ |نویسنده: نینا شفیعی |ساعت: 6:49 |تاریخ: سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388 |موضوع: |

من وكافي نت

گل

ببينيد اعتياد كارم را به كجا كشانده

نه تقصير من نيست دوست ناباب

هفته ايي كه پيش اين دوست ناباب بودم ويدايي خانم جهت امور كار هاي اداري

طبق دستور جناب دكتر.....مجبور شدم براي صرفه جوئي در وقت كه تا خانه رفت وامد نكنم در

( سال صرفه جويي) ماكه پول نداريم كه ولخرجي كنيم پس وقت را صرفه جويي ميكنيم اما اداره ها

 مثل گذشته 100 تا گپي از همه چيز ادم ميخواهند تا يك برگه بدهند جهت دلخوشي.

مجبور شدم به يك كافي نت سر بزنم تا از فلش همراهم كه مدارك ام ذخيره است .كپي بردارم

باخودم گفتم نينا خانم كارت به كجا كشيده: هركي نفهمه فكر ميكنه داري يواشكي ميري چت

بازي قلبم داشت تاپ تاپ مي زد زير لبي قربون صدقه دكتر از نوع بدش مي رفتم

خلاصه يك كافي نت پيدا كردم با صاحبي هم سن سال خودم(بخت بد من بين كزفلك هم ناز

مي بايد كشيد) با احترام داخل شدم ايشان اول كمي گوششان دراز شد چون فكر ميكردند

به من بنده نمي خورد چت بازي بعد متوجه شدند خير جهت كار اداري وكاملا اشنا به امور

هستم ميز بنده را ترك كردند.

اما بي چاره بچه جونها خودشون حسابي جمع وجور كرده بودند بنده هم بالبخند مهربانانه

فلش را از كيف ام در اوردم وكارم را انجام دادم.

يك سر كوچلو هم به ايميل زدم ديدم واي واي 190تا در مدت 24 ساعت ؟؟

موقع حساب اقاي صاحب كافي نت حالا يك جوري ديگه اي نگاهم ميكرد .

گفت حاجي خانم بفرمائيد قابلي ندارد( تعارف ايروني)

اينجا بود كه فشار عصبي من طغيان كرد

3مرتبه جفت پا پريدم بالا ،6 دفعه با مشت كوبيدم به سرم، از لجم زبانم را بين دندانهايم

گاز گرفتم، قربون صدقه دكتر...رفتم تودلم، اما صدام خفه كردم تا جيغ نكشم.كافه بهم بريزد

عكس العمل نينا شرور بود راست هم ميگويد بي چاره ازحرص اينكه چرا كلمات در جاي خودش

مصرف نميشود.اين هم يك نوع اصرافه. آخه حاجي خانم كه كافي نت نمي ره اگر مي رفت حاجي

 نمي شد

مادر ، خواهر ، حاجي خانم اينها كلماتي هستند مقدس وبراي خود در فرهنگ لغات جاي خاصي

 دارند اما اين روزها مادر خواهر همه ميشي .

حاجيه خانم كافي نت و كافي شاپ هم  ميشي .كلمه خانم از فرهنگ لغان حذف شده

حاجيه خانم مانيكور شده وچتر زلفي بزك كرده پانچو پوشيده كجا ديديد جزدر  شهر  هرت

                                               سركار خانم نينا كافي نتي

 

 

+ |نویسنده: نینا شفیعی |ساعت: 1:40 |تاریخ: دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388 |موضوع: |

اقا گيلاسي از بس خانم گيلاسي را دوست داشت خوردش

بد آموزي دارد ياد نگيريد*

***.

ديگر كسي جز سايه ام دنبالم نمي آيد

ان هم در شب هاي مهتابي روزهاي افتابي

****.

پياده روي زير باران را دوست دارم

به شرطي كه توهم چترم باشي

*****.

دلم تنگ شده بود. كشيدم كشاد شد

*****.

جيگرم پاره شد وصله زدم

****.

احساسم ترک بر داشت چسب رازي زدم

*****.

خواستم صرفه جويي كنم ديدم چيزي ندارم

****.

تلويزيون نگاه نكردم تا از چشمم صرفه جويي كرده باشم

*****.

قسم خوردم تلخ بود.

****.

دروغ گفتم كتاب شد.

نینا

************

روي بيلبورد زده

سيو همان سيب است

 غضنفر ميگه دروغ ميگه

 من خوردم صابون بود

 

 

+ |نویسنده: نینا شفیعی |ساعت: 6:55 |تاریخ: یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388 |موضوع: |

امان از دوست ناباب

يك نفر در و پنجره ساز بوده،

ميره خواستگاري، ازش ميبرسن

چكاره‌اي؟

ميگه: ويندوز نصب مي‌كنم

******.

 

 

اين عكس خانم چادر ی ويدا خانم است

بنده زير بار چادر نرفتم هرگز

دوست ندارم كلم باشم

////////

هرچي ميكشم از دوست نا باب است:

صد دفعه به بچه هام گفتم مراقب من باشيد دوست ناباب منوبه كجا ها كه نكشوند

 نينا خانم هفته گذشته از يكشنبه تا 5شنبه باويدا خانم بقيه را تصويري ببينيد

دوشنبه كلاس قران

وردي حضرت عبدالعظيم

ورودي آينه

سقاخانه

يكي از حرم ها

حرم دوم

ورودي بازار قديمي

حرم سوم = عكسها زياده به همين بسنده ميكنم اما ماجرادارد مترو سواري

ويدا خانم ۲۰۰ركعت نماز خوند من عكس گرفتم وبقيه قضايا همه شماهاراهم دعا كردم

سپس جاي شما خالي نان وكباب در بازار قديمي كه بچه بوديم النگو  كاچوئي رنگي برايمان

 مي خريدند )نمي دونم چرا همه خانمها حمله كرده بودند به خريد شرف الشمس(

دعاي بخت گشايي من هم خواستم بخرم البته دعا را ولي فروشي نبود اونكه من ميخواستم

جاي شما خالي مترو سواري خوبي هم كرديم*

امان از دوست ناباب                       نينا

 

 

+ |نویسنده: نینا شفیعی |ساعت: 2:8 |تاریخ: شنبه بیست و دوم فروردین 1388 |موضوع: |

دالایی لاما برای سال 2008

1ـ   به خاطر داشته باش که عشقهای سترگ ودستاوردهای عظیم، به خطر کردنها و ریسکهای

بزرگ محتاجند.

2  -  وقتی چیزی را از دست دادی، درس گرفتن از آن را از دست نده.

3ـ    این سه میم را از همواره دنبال کن:

(((( محبت و احترام به خود را))))

(((( محبت به همگان را))))

((( مسئولیت پذیری در برابر کارهایی که کرده ای))))

4ـ به خاطر داشته باش دست نیافتن به آنچه می جویی گاه یک شانس بزرگ است.

5ـ  اگر می خواهی قواعد بازی را عوض کنی اول قواعد را بیاموز.

6ـ  به خاطر یک مشاجرۀ کوچک، ارتباطی بزرگ را از دست نده.

7ـ  وقتی دانستی که خطایی مرتکب شده ای، گامهایی را برای رفت آن خطا بردار.

8ـ  بخشی از هر روز خود را به تنهایی وتفكرگذران.

9ـ چشمان خود را نسبت به تغییرات بگشا، اما ارزشهای خود را به سادگی در برابر آنها وانگذار

10ـ    به خاطر داشته باش گاه سکوت بهترین پاسخ است.

11ـ  شرافتمندانه بزی؛ که هر گاه بیشتر عمر کردی، با یادآوری زندگی خویش دوباره شادی را تجربه کنی.

12ـ زیرساخت زندگی شما، وجود جوی از محبت و عشق در محیط خانه و خانواده است...

13ـ   در مواقعی که با محبوب خویش ماجرا می کنی و از او گلایه داری، تنها به موضوعات کنونی بپرداز

 و سراغی از گلایه های قدیم نگیر.

14- دانش خود را با دیگران در میان گذار... این تنها راه جاودانگی است.

15ـ  با دنیا و زندگی زمینی بر سر مهر باش.

16ـ   سالی یک بار جایی برو که تا کنون هرگز نرفته ای.

17ـ  بدان که بهترین ارتباط آن است که عشق شما به هم، از نیاز شما به هم سبقت گیرد..

18ـ   وقتی می خواهی موفقیت خود را ارزیابی کنی، ببین چه را از دست داده ای که چنین را به

دست آورده ای.

19ـ  در عشق و آشپزی، جسورانه دل را به دریا بزن

20-این پیام را همین جوری رها نکنید...فكر كنيد

 ****

خیلی نصیحت کردم به بخشید از فردا طنزهایم را مینویسم  نینا

+ |نویسنده: نینا شفیعی |ساعت: 17:11 |تاریخ: پنجشنبه بیستم فروردین 1388 |موضوع: |

ارغوان

ترسم در این دلهای شب از سینه آهی سر زند

برقی ز دل بیرون جهد آتش به جایی در زند

می بی صفا , نی بی نوا , وقتست اگر در بزم ما

ساقی می دیگر دهد مطرب رهی دیگر زند

ما را درین زندان غم من بعد نتوان داشتن

بندی مگر بر پا نهد , قفلی مگر بر در زند

وحشی ز بس آزردگی , زهر از زبانم می چکد

خواهم دلیری کاین زمان خود را بر این خنجر زند

**********

دلم میخواهدتوی این روزها سکوت کنم وتماشا کنم قدرت خداوندرا که

چگونه نقاشی میکندطبیعت را وشکوفا میکند عشق و زندگی را در

دل موجودات *****

                         نینا

خدایا چگونه سپاس دارم نعمت های ترا

+ |نویسنده: نینا شفیعی |ساعت: 13:59 |تاریخ: دوشنبه هفدهم فروردین 1388 |موضوع: |

وقتي دروغ ميگوئيم

غروب تهران از بلنداي ولنجك

گويند: (( بهشت وحورعين خواهد بود؛

آنجا مي وشير وانگبين خواهد بود))

گرما مي ومعشوق گزيديم، چه باك؟

چون عاقبت كار چنين خواهد بود.

*******

يه موقع ها كه دروغ مي گوئيم آنقدر اين دروغ را محكم ميگوئيم كه خودمان باورمان ميشود

اما طرف مقابل كه مي شنود از تشعشع چشمان مان مي فهمد كه راست نمي گوئيم

حقه مي زنيم  فكر ميكنيم زرنگي است در پس نقاب ريا لبخند مي زنيم خرش كرديم اما درواقع

 خودمان خرشديم

طرف مقابل اگر مثل خودت حقه باز باشد كه زود مي فهمد پاتك ميزند

اگر ادم صادقي باشد اصلا فكر نمي كند حقه خورده پس برايش گران تمام نميشود

پس توخودت به خودت حقه مي زني

كلاه برسر خودت ميگذاري وجدانت نا ارام

چون كسي ترا باور نمي كند دير يا زود  تنها مي ماني

صادق باش هر چند حقيقت تلخ است .

وجدانت اسوده است

                                            نينا

 

+ |نویسنده: نینا شفیعی |ساعت: 9:46 |تاریخ: یکشنبه شانزدهم فروردین 1388 |موضوع: |

زندگي رابرقص آور

عشق هسته مركزي تمامي اديان، تمامي شعر ها وعرفان وعارفان است.

اگر حكم عشق اجرا شود، همه احكام اجرا شده است؛

***********************

اگر حكم عشق به اجرا در نيايد. اگر تمامي احكام تمامي اديان دنيا را نيز به اجرا در آوري، هنوز

 هيچ حكمي به اجرا در نياورده اي، بلكه همه ي اعمال توبراي به اجرا در آوردن اين احكام،

تلاشي سطحي وبي روح وبي مايه بوده است.

اگر فقيه نصيحت كند: L((عشق مَباز!)) وفقط وفقط ملتزم به احكام باش !

توهم پياله اي بدَهش ، بگو:

((جناب! توهم دماغي تر كن! من چه كنم ، كه قسمت حوالتم به خرابات ميكند.))

عشق، روح تمامي احكام است.

جسم بي روح، مرده اي بيش نيست.

ميتواني اعمالت را تزئين كني.

مي تواني صورتشان را بزك دوزك كني وخلق خدارا بفريبي، امانمي تواني خود را بفريبي

زيرا خود ميداني ريا مي كني، وريا زشت است.

قرن هاست كه بما ريا آموخته اند

ما ريا مي كنيم ونام انرا اخلاق مي گذاريم.

ما ريا مي كنيم نام انرا دين مي گذاريم.

***.

زندگي رابرقص آور!!مسيحا برزگر

*************.

دين در تلاش اين زنبور عسل است، براي جمع اوري گرده گل، كه كام من و تورا شيرين كند.

(( رسالت او اين است ))

از او كمتر مباش       نينا

 

+ |نویسنده: نینا شفیعی |ساعت: 10:25 |تاریخ: شنبه پانزدهم فروردین 1388 |موضوع: |

به ياد مدرسه

فروردين 88

(تعطيلات عيد را چگونه گذرانديد)

بزرگ شدم؟ 

چه از نظر سني  چه از نظر وزن چه از نظر فاميلي ولي عقل و احساسي خير.

يك روزي گفتم براتون من از بزرگ سالي استعفا مي دهم .استعفا دادم ولي اين دوست گل كلاب

 من ويدا خانم اجازه نداد

سالهاي زيادي بود من تعطيلات تهران نمي موندم سفر مي رفتم اما امسال بدليل دو اتفاق وادار شدم

 در خانه اتراق كنم ويدا خانم اين رفيق گلستان وگرمابه دستور داد توبزرگ شدي داري صاحب نوه

سوم مي شوي بنشين توي خانه كه روز اول عيد بيان ديدنت !!

(( نمي خواهم مجبورم بزرگ بشم))

هرچي التماس كردم بابا ول كن نمي خواهم از پس مخارج وعيدي دادن با اين حقوق بازنشستگي

بر نمي آيم كه بخرجش نرفت ما را وادار كرد خانه نشين شويم (( تازه گي ها خسيس شدم))

سفر بي سفر.

ما هم امديم سنگ تمام گذاشتيم خانه تكاني كرديم بدون شستن پرده وپاك كردن شيشه "سمبل

كاري ژست گرفيم خانه داريم" خريد كرديم ميز چيديم( مي دونم همه چپ چي نگاهم مي كنند

 چون من عاشق ظرف سفال هستم وخانواده كريستال پشت سرم پچ پچ ميكنند عيبي نداره)

سفره هفت سين گذاشتم  خودم از خودم عكس انداختم مهم تر دو روز اخر سال تجريش شلوغ

 بود وهمه ازدحام دستفروش ها كه من عاشق اين جور بازارم هر روز رفتم عكس گرفتم ولذت بردم.

روز عيد ساعت تحويل چون (چاكوده عروس) نشستم سر سفره وحافظ خوندم كه فالي نيكو امد.

سپس پيامك هاي نصفه نيمه رد وبدل شد كه توي ترافيك هوايي دزدان هوايي نصف انرا ياهمه پيامك

 را دزديدند.

بعد كوچكتر هاي خانواده طبق رسوم دست بوس خدمت رسيدند من پرت از اين همه تشريفات

يادم مي رفت عيدي شان را بدهم . روز اول گذشت روز سوم من خدمت خانم والده رسيدم وبعد

 ويدا خانم كه شازده ، شازده است چاي عيد بايد حتما در انگاره هاي نقره قديمي با سيني وقندان

 نقره سرو شود.

خندم گرفته بود جلوي داماد تازه خانواده يك انگشتانه چاي وحرف هاي قلمبه سلمبه زير چشمي

 داماد تازه وارد خانواده را نگاه كردم ديدم طفلكي زير اين همه فشار اداب رسوم دار خفه ميشه.

بلند شدم 2 تا چاي ليواني ريختم دست عروس داماد گرفتم رفتم يك گوشه ديگر خانه زير گوشش

 كفتم نترس اين خاله بزرگ خانم ات اين جو ريه خونه من امدي اسپرت بيا راحت*تجمل خبري

نيست صفا است  انجا كه صفا است نور خدا است

خلاصه اين تعطيلات را همراه ويدا خانم بديد باز ديد گذروندم وتهران خلوت را لمس كردم پياده روي

ارام پارك ها زيبا وشكوفه ها عكاسي ومهمتر از همه رفتن بام تهران وعكس از فضاي شهر بدون دود

كلي كيف داشت

تند تند از دست ويدا در مي رفتم از 24 ساعت 12 ساعت خوابه بقيه ساعتها100ركعت نماز مي

خونه خدا مهر بهشت هم روي پيشاني اش گذاشته مجوز عبور بهشت بهش داده بازم ول كن نيست

هرچي ميگم دختر خانم من جهنم را ششدانگ خريدم كسي را هم راه نمي دهم خيالت راحت باز

 گوش نمي ده من هم تا اوسر نمازه در مي رفتم وكلي عكس هاي خوشگل گرفتم.

سيزد يدر هم كل خانواده منزل يكي از اقوام بوديم. خيل خوش گذشت

اين بود انشاء ما خانم اجازه          

حالا خودم اخر فروردين مي رم سفر با صفا : ويدا را هم نمي برم

                                                                    نينا بزرگه

 

+ |نویسنده: نینا شفیعی |ساعت: 13:44 |تاریخ: جمعه چهاردهم فروردین 1388 |موضوع: |

روز طبیعت نه سیزده بدر

مي خوردن وشاد بودن آئين من است؛

فارغ بودن ز كفر ودين ، دين من است.

گفتم به عروس دهر: ((كابين توچيست؟))

گفتا: (( دل خرم توكابين من است.)).

 

وقت سحر است ؛ خيز، اي مايه ناز!

نرمك نرمك ، باده خور وچنگ نواز.

 صحرا چوبهشت است ؛ زكوثر كم گوي؛

بنشين به بهشت ، با بهشت رويي

مائيم ومي ومطرب واين كنج خراب؛

دين ودل وجام وجامه در رهن شراب.

.

چندان كه نگاه ميكنم هرسويي،

در باغ، روان است زكوثر جويي.

با سرو قدي تازه تر از خرمنِ گل،

از دست منه جامِ مي ودامن گل!

 

سبزه های جامانده از هفت سین

در پرتوحسن ات زتجلی دم زد

عشق امد اتش به همه عالم زد

چو لبان پار گلگون خوردنی ست

نوش کن که امروز  موندنی ست 

 عاشق  بوسه هایت دیوانگی ست

نینا( پست دوروزه)

+ |نویسنده: نینا شفیعی |ساعت: 1:24 |تاریخ: پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388 |موضوع: |

بهار بي قرار

 

11/1/88 فروردين ساعت 9صبح

برف صبح

گر من زباغ تويك غنچه بچينم چه شود

پيش پاي زچراغ توببينم چه شود

نارم اندر كنف سايه آن سروبلند

گر منه سوخته يك دم بنشينم چه شود

 

11/1/88 3بعداز ظهر

افتاب عصر

پائيز به زمستان رسيد

زمستان به بهار

بهار شكوفه زد بر شاخه

شوق ديدار دردلم شگفت

چه دل تنگ ام براي ديدن تو

                                                 نينا

+ |نویسنده: نینا شفیعی |ساعت: 0:8 |تاریخ: چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388 |موضوع: |

بوی تو

نسيم بهار بوي ترا برايم ارمغان اورد

لطيف

 چون عطر شكوفه

من وتورا در حرير خيال پيچيد

چه شگفت

 *******

نینا

+ |نویسنده: نینا شفیعی |ساعت: 8:40 |تاریخ: سه شنبه یازدهم فروردین 1388 |موضوع: |

معما؟

اولين روز كاري سال جديد شما مبارك

می مخور با همه کس تا نخورم خون جگر

سر مکش تا نکشد سر به فلک فریادم
*******.

گندم ميشه دوقسمت كرد

بهار ميشه 4 قسمت كرد

 سيب ميشه 8 قسمت كرد

هندوانه ميشه 16 قسمت كرد

نان ميشه تكه تكه قسمت كرد

محبت را چه جوري ميشه قسمت كرد؟

                                                         نینا؟؟؟؟؟؟

+ |نویسنده: نینا شفیعی |ساعت: 23:11 |تاریخ: جمعه هفتم فروردین 1388 |موضوع: |

دوری

دردهاي بي درمان زندگي من تمامي ندارد

دوري تويكي از درد هاي بي درمان من است.

                             نینا

 

+ |نویسنده: نینا شفیعی |ساعت: 7:8 |تاریخ: جمعه هفتم فروردین 1388 |موضوع: |

شکایت دل

 

گهي به مسجد گهي به ميخانه ميبري مارا

 

اي دل ، چه از دست توگمراه ميكشم

****.نینا

 

+ |نویسنده: نینا شفیعی |ساعت: 6:40 |تاریخ: پنجشنبه ششم فروردین 1388 |موضوع: |

پتوی یوزاسیف

از بس با چشمانم در شلوغي دنبال توگشتم

چو ذليخا نور چشم را از دست دادم

آيا

ميتواني پتوي يوزاسيف را قرض بگيري.

*****.

خانم يوزا سيف چشم ات كور

ترا چه بدل سوختن فكر كردي شوهرت چون پيغمبر قابل اطمينانه

يا خواستي بگي فدا كاري

ديدي : چطور جلوي چشم خودت  گفت بايد توزن من بشي

فكر كردي چون ذليخا پير وقراضه است از سر دلسوزي ميگه

نه جونم به اين جنس خود خواه اطمينان نكن

ذليخا را جوان تر از توكرد .

پتوي سفارشي داشت

با دست خودت رقيب كاشتي

پس حالا چوبش را بخور.

پيغمبر باشه باز مردهِ خانمها گول نخوريد

 

                                                      نینا فمینیسم

+ |نویسنده: نینا شفیعی |ساعت: 10:14 |تاریخ: چهارشنبه پنجم فروردین 1388 |موضوع: |

قبله

هميشه به نمازم اگر قبله توباشي

هميشه به نيازم اگر قبله توباشي

                   نینا

 

+ |نویسنده: نینا شفیعی |ساعت: 7:52 |تاریخ: دوشنبه سوم فروردین 1388 |موضوع: |

بر لب جو بشین وگذر عمر ببین

امروز ميشه فرداي ديروز

امروز ميشه ديروز فردا

پس بيا به امروز فكر كن

روي ابرهابشين و عاشق بمون

با ابر ها پرواز كن

                                                                  نینا

 

+ |نویسنده: نینا شفیعی |ساعت: 8:15 |تاریخ: یکشنبه دوم فروردین 1388 |موضوع: |

آرام دلها وجانها

خدایا

خدايا دستم بگير، تا دستي بگيرم

خداوندا در اين سال نو با خود پيماني مي بندم،

تا هرروز از اين سال را بالبي خندان ودلي پاك وير از مهر آغاز كنم،

كوشش كنم كه خشمگين نشوم واندوه بيهوده بر خود راه ندهم وبه ديگران رشگ نبرم،

در كارها ميانه رو باشم وارزش تندرستي خويش رابدانم،

همراهان را دوست بدارم وبادوستانم همراهي كنم،

دشمنانم را ببخشم دل مردمان را بدست آورم.

برنا ملايمات نينديشم وبه داده هاي تو خشنود باشم،

بيكار نمانم،

ودر هر حال سپاسگذارت باشم

خدايا دستم بگير تا دستي بگيرم،

خدايا بزرگي ام ده تا كوچكي كنم وخردمندي تا از خود بدر آيم ، وبر راه توافتم وبندگانت را

خشنود سازم،

خدايا دستم بگير ومرا بر اين پيمان استوار بدار كه بزرگ وبزرگوار وبخشنده اي

اي خالق توانا لحظه وآني مرا به حال خود وا مگذار

                                                    امين اي آرام دلها وجانها

 

 

+ |نویسنده: نینا شفیعی |ساعت: 4:17 |تاریخ: شنبه یکم فروردین 1388 |موضوع: |