تبليغاتX
پاکت نامه

خردادمبارک

مارا جز خدا از کس تمنا هیچ نیست

*****

خردادیان عزیزتولدتان مبارک (البت نه خردادیان نرمش موزون)

متولدین خردادماه

اول از همه اقای داماد مهربون و خوبم که داری پدر میشی

یعد همه عزیزانی که در ماه اخر بهار بدنبا امدند تا بهاری باشند

بنده فالگیر نشدم فکر های عوضی به سرتون نزنه از فردا فال عشق وعاشقی از من بخواهید.

اما اونایی که خوشگل دروغ میگن در کتابی فال شما را گرفتن ودوستی برای من فرستاده خوب

هایش را باور کنید بد هایش را نه

در ضمن مهربون های من اگر می بینید بعضی موقع ها جواب کامنت را دیر میگذارم یا به وب ها

سر نمی زنم دلیل بیحوصله گی های این روزهایم است

اتشی بدل دارم که نگو که مپرس دیگه قرص هم جوابم کرده

 با حالی بد وسردرد شدید این مطالب را برایتان میگذارم (واقعا مریض هستم این دیگه شوخی نیست)

دوستتان دارم یک دنیا.        نینا

خرداد:
به عنوان یك خرداد ماهی، شما توانایی خارق العاده ای برای دو شخصیتی بودن دارید- مزیت و معایبی

برای یك تغییر كه بوجود می‌آید- و اینكه قبل از اینكه تصمیمی بگیرید باید با سرعت و كارآمدی بیندیشید.

 در سال جدید، جرات این را پیدا خواهید كرد كه به تمایلات خود عمیق تر توجه كنید،‌ به خودشناسی

جدیدی دست یابید و ابهامات روانی خود را بشناسید. این می‌تواند تعادل جدیدی بین خانه و خانواده

شما ایجاد كند. به جزییاتی كه شخصیت درونی و زندگی بیرونی شما را با هم هماهنگ می‌كند توجه

كنید. و مطمئن باشید كه در این صورت از تغییراتی كه در شما ایجاد می‌شوند لذت خواهید برد!

همچنانكه شما با خودتان سازش پیدا می‌كنید،‌ قادر خواهید بود كه به اهداف مورد نظرتان در زندگی

دست پیدا كنید و در این میان به تجربه‌هایی نیز برسید. بر مسائلی تمركز كنید كه تاثیرات عمیقی را روی

 شما داشته باشند،‌ و مانند معجزه،‌ زندگی شما آسانتر شود و چیزهای دور و اطراف شما به نظر

می‌رسد سر جای خودشان هستند. شما همه منابع و انگیزه‌های ضروری و مورد نیاز برای ایجاد تغییرات

ملموس و رسیدن به نتیجه را امسال دارید.

در اواخر سال،‌ زمان كافی برای لذت بردن از زندگی خواهید داشت،‌ و حس بسیار خوبی از اتمام كارهای

تان خواهید داشت. با انرژی كه برای دسترسی به پیشرفت و آرمان گرایی در سال جاری به سوی شما

روانه خواهد شد،‌ خردادی‌ها با آگاهی و دانایی ذاتی كه دارند بسیار راحت خواهند بود.

 

 

 

+ |نویسنده: نینا شفیعی |ساعت: 9:19 |تاریخ: چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388 |موضوع: |

یاد دارم

کهنه قالی جنس عالی سفره خالی

یاد دارم یک غروب سرد ,سرد

می گذشت از توی کوچه دوره گرد

**.

دوره گردم, کهنه قالی می خرم

دست دوم جنس عالی می خرم

کاسه وظرف سفالی می خرم

گر نداری کوزه خالی می خرم

**.

اشگ در چشمان بابا حلقه بست

ناگهان آهی کشید بغضش شکست

اول سال است ونان درسفره نیست

ای خدا شکرت, ولی این زندگیست

بوی نان تازه هوش از ما ربود

اتفاقاً مادرم هم روزه بود

صورتش دیدم که لک برداشته

دست خوش نقش اش ترک برداشته

****.

سوختم دیدم که بابا پیر بود

بدتر از آن خواهرم دلگیر بود

**.

دوره گردم, کهنه قالی می خرم

دست دوم جنس عالی می خرم

کاسه وظرف سفالی می خرم

گر نداری کوزه خالی می خرم

**.

خواهرم بی روسری بیرون دوید

ای آقا............سفره خالی میخرید؟

       (محود. ک)                                                

 

+ |نویسنده: نینا شفیعی |ساعت: 9:10 |تاریخ: سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388 |موضوع: |

کلاه

 

"آی" با کلاه " ای" بی کلاه

کلاس اول دبستان درس اول فارسی بعد از اموختن الف =با

آب بابا بود

نمی دونستیم چرا درس اول اینه

58 سال گذشت تازه فهمیدم مادر سختی میکشه بچه بزرگ میکنه اما مال باباست

بابا زحمت میکشه نان در میاره بچه میگه کمه میخواستی اول فکر کنی بعد بچه داربشی مادر وپدر توفکر می رن کجا ی کار اشتباه رفتن

الف که شکل ادم موفق است راست مستقیم وثابته ما باکلاه عوض اش میکنیم

حالا آی با کلاه  میشه آب مایع حیات

کلاه اش را بردای میشه نان قوت لایموت

هنوز هم نمی فهمم کلاه بگذاریم بهتره یا کلاه برداریم

یه موقع ها هم بزور کلاه میگذاریم الف خم میشه میشه" میم"

یه موقع ها هم کلاه گشاد میگذاریم الف میخوره زمین میشه" و"

شما به من بگید کلاه گذاری خوبه یا بد

آدمی که سر خودش کلاه میگذاره چی میشه؟

چرا انقدر دیر فهمیدم!!!!!

                                                     نینا

 

 

+ |نویسنده: نینا شفیعی |ساعت: 2:38 |تاریخ: دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388 |موضوع: |

مسیح

گلی از گل های این دنیای مجازی نمی دونم کجای نوشته ام خطایی بود که ایشان

را غمگین وگله مند کرده بودند با این نوشته خواستم بایشان بگویم

همه بندگان خدا محترمند در هر دینی

بخصوص برای من که عاشق مردم هستم از هر نسل ونزاد ودین , دین من عشق به

 خالق ومخلوق اوست اگر خطایی بود دوست من منو ببخش    نینا 

****

  و ناگهان... زن گناهكار شهر، حاضر شد... زني كه مي‌دانست مسيح در خانه‌ي مرد فريسي در حال

غذا خوردن است... بطري مرمرين محتوي معجون را برداشت. پشت سرش ايستاد. كنار پاهايش

نشست... پاهايش را با اشك چشمانش شستشو داد... پاهايش را با موي سرش خشك كرد...

 پاهايش را بوسيد... پاهايش را با معجون، تقديس كرد...

مرد فريسي كه او را دعوت كرده بود، با مشاهده‌ي آن منظره انديشيد:

(( اگر اين مرد پيامبر باشد، حتماً مي‌داند زني كه او را لمس مي‌كند، كيست...

او، زني گناهكار است!... ))

مسيح شروع به حرف زدن كرد:

- شمعون! مي‌خواهم چيزي به تو بگويم ...

- مرد فريسي گفت:

- بگو، اي استاد!

- شخصي كه به ديگران پول قرض مي‌داد، دو بدهكار داشت.

يكي‌شان پانصد دينار و ديگري پنجاه دينار به او بدهكار بودند... چون هيچ يك از اين دو نفر براي

بازپرداخت بدهي، پولي نداشت، آن شخص، طلب خود را بخشيد... خوب، تصور مي‌كني كدام يك

از آن دو مرد، بيشتر از ديگري، طلبكار و در عين حال بخشنده را دوست داشته باشد ؟

شمعون پاسخ داد:

- تصور مي‌كنم كسي كه بدهي بيشتري داشته...

- مسيح گفت:

- پاسخ درستي دادي...

آنگاه اشاره‌اي به زن كرد و ادامه داد:

- اين زن را مي‌بيني ؟... من به خانه‌ي تو آمدم، ولي آب برايم نياوردي...

ولي او پاهاي مرا با اشك‌هايش شست و با موهايش خشك كرد...

تو ورود مرا تبرك به حساب نياوردي، ولي او از لحظه‌ي ورود، به بوسيدن پاهاي من پرداخته...

تو روي سرم آب مقدسي نريختي، ولي او مرا با آن معجون، تقدس كرد...

به همين دليل بايد به تو بگويم كه بيشتر گناهان او، بخشيده مي‌شود؛

 زيرا بيشتر عشق ورزيد... ولي كسي كه كم‌تر عشق بورزد، كم‌تر گناهانش

 بخشيده مي‌شود

                      

 

+ |نویسنده: نینا شفیعی |ساعت: 20:11 |تاریخ: شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388 |موضوع: |

واقعیت پنهان در مورد مردها

ولی حیف که آخرش باز همین نسل برتر باید

با همین نسل میمونها زندگی کنه و از اونم بدتر اینکه تابع اون باشه

بقول ظریفی که چنین جواب پست گذشته را کامنت گذاشتند

اری چنین است چون زورمان به شما نمی رسد

 اقایان این پست هم در مورد شماست

********

1- چرا مردها داراي وجدان پاکي هستند؟

به اين دليل که هيچ گاه از آن استفاده نمي کنند

2- چرا مردها هميشه خوشحالند؟

چون آدم هاي بي خيال فقط مي خندند

3-چرا روانکاوي مردها خيلي سريع تر نسبت به خانم ها انجام مي پذيرد؟

زيرا هنگاميکه زمان بازگشت به دوران کودکي فرا مي رسد، مردها همان جا قرار دارند

4-اگر يک مرد و يک زن با هم از يک ساختمان 10 طبقه به پايين بيفتند

 کداميک زودتر به زمين ميرسد؟

خانم، چرا که آقا راه را گم مي کند

5-شباهت آقايون با آگهي هاي بازرگاني چيست؟

شما نمي توانيد يک کلمه از حرف هاي آنها را باور کنيد و هيچ چيز براي زماني

 بيش از 60 ثانيه دوام نمي آورد

6-ورزش کنار درياي آقايون چيست؟

هر موقع خانمي را در بيکيني مي بينند شکم هايشان را تو مي دهند

7- به يک مرد با نصف مغز چه مي گويند؟ (با استعداد )

8-فرق بين نرخ اوراق بهادار با مردها در چيست؟

نرخ اوراق بهادار رشد مي کند

9- خدا بعد از خلق مرد ها چه گفت؟

من مي تونم کارمو بهتر از اين انجام بدم

10-دليلي که مردها به مسائل کاري خود فکر نمي کنند

 1(-فکري ندارند 2- کاري ندارند )

11- در آمريکا به يک مرد باهوش و با استعداد چه مي گويند؟
توريست

12-اگر آقايون هم باردار مي شدند آنوقت

خدمات پزشکي در مغازه هاي خواروبار فروشي هم ارائه مي شد

13-آيا شنيده ايد که مردي مدال طلاي المپيک را از آن خود ساخت؟

او بعدا آنرا برنز رنگ کرد

14-يک وضعيت غير قابل كنترل چيست؟ (مرد در يک اتاق )

15-براي درست کردن پاپ كُرن به چند مرد نياز است؟

3 تا، يک نفر ماهيتابه را بر روي گاز نگه ميدارد و دو نفر ديگر گاز را تکان ميدهند

 تا گرما به تمام سطح ماهيتابه برسد

16- آقايون لباس هايشان را چگونه دسته بندي مي کنند؟

''کثيف'' و '' کثيف اما قابل پوشيدن''

17-تنها يک مرد مي تواند يک ماشين ارزان قيمت 2 ميليون توماني بخرد و

يک سيستم صوتي 4 ميليون توماني بر روي آن نصب کند

18-زمان با ارزش مردها در کنار همسرانشان چگونه مي گذرد؟

ملافه را روي سرشان مي کشند و مي گويند ''تو خيلي نازي عزيزم''

19-يک خانم 35 ساله به بچه دار شدن فکر مي کند، يک مرد 35 ساله به چيزي فکر مي کند؟

(به قرار گذاشتن با بچه ها )

20-شما به مردي که همه چيز دارد چه ميدهيد؟

زني که به او نشان دهد چگونه مي تواند از آنها استفاده کند

21-- چرا عنکبوت هاي سياه پس از جفت گيري، جفت خود را مي کشند؟

به اين خاطر که مي خواهند قبل از شروع خرخر جلوي آنرا بگيرند

22-چرا مردان تنها در نيمي از زندگي خود با بحران مواجه هستند؟

زيرا آنها در تمام طول زندگي خود در دوران نوجواني به سر مي برند

23- آينده نگري يک مرد چگونه مشخص مي شود؟

به جاي يک بطري 2 بطري مشروب بخرد

24-رفتن به بار مجردها چه فرقي با رفتن به سيرک دارد؟

در سيرک كسي صحبت نمي کند

25-چرا مردها به دنبال خانمهايي هستند که هيچ گاه قصد ازدواج با آنها را ندارند؟

به همان دليلي که آدمها ماشيني را دنبال مي کنند که

 هيچ گاه نمي توانند در آن رانندگي کنند

26-شما با مرد مجردي که تصور مي کند بهترين هديه خدا نصيب او شده چه مي کنيد؟

او را مبادله مي کنيم

27-چرا آقايون مجرد جذب خانم هاي با هوش مي شوند؟

دو چيز مخالف نسبت به هم کشش دارند

28-شباهت آقايون با ماشين چمن زني در چيست؟

هر دو خيلي سخت به کار مي افتند، در هنگام کار سر و صداي زياد ايجاد

 مي کنند و حتي نيمي از وقت را هم نمي توانند به درستي کار کنند

29-فرق يک شوهر جديد با يک هاپوي جديد در چيست؟

بعد از يک سال هاپو هنوز هم از ديدن شما به هيجان مي آيد

30-نازکترين کتاب دنيا چه نام دارد؟ (چيزهايي که مردان در مورد زنان مي دانند)

*******

با این حال همه خانمها شما ها را دوست دارند چون موجودات نادری هستید 

بازم بگم ؟گفتم شورش می کنم== نه بسه شرمنده نشین===  نینا

******

+ |نویسنده: نینا شفیعی |ساعت: 9:14 |تاریخ: چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388 |موضوع: |

دختر کوچلو

می‌خوريم به سلامتیِ اون  

که  هميشه راستشو مي‌گه   

nina

  روزی دختر کوچولویی از مادرش
 پرسید::
مامان؟ نژاد انسان ها از کجا
 آمده اند؟ مادر جواب داد:

خداوند آدم و حوا را خلق کرد.
 اون ها بچه دار شدند و این جوری
 نژاد انسان ها به وجود اومد.'

 دو روز بعد دخترک همین سئوال رو از
 پدرش پرسید.

 پدرش پاسخ داد: 'خیلی سال پیش
 میمون ها تکامل یافتند و نژاد
 انسان ها پدید اومد.'
**
دختر کوچولو که گیج شده بود نزد
 مادرش رفت و گفت: 'مامان؟ تو گفتی
 خدا انسان ها رو آفرید ولی بابا
 میگه انسان ها تکامل یافته میمون
ها هستند...من که نمی فهمم!'
**
مادرش گفت: 'عزیز دلم خیلی ساده
است. من بهت در مورد خانواده خودم
گفتم و بابات در مورد خانواده
خودش'

اقایون حواستون جمع کنید که نینا دارد شورش میکند.

با سومین نوه ام که قراره دختر باشه جمعیت نسوان

در خانواده من زیادتره

                                               نینا شورشی

+ |نویسنده: نینا شفیعی |ساعت: 0:42 |تاریخ: سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388 |موضوع: |

منطق

nina

در قمار عشق دل را باخته ام

ترفند خوردم . کاره دل باخته ام

حریف کارت زد و نادیده گرفتم

کار دل است , کاره را باخته ام

*****

می خواهم بشم خودم همون نینای شلوغ شیطون پس از امروز داشته باشید

گور پدر دنیا با بد وخوبش لحظه را داشته باشم که ته خط ام(البته ۵۰سال دیگر)

******

دانشجويي پس از اينكه در درس منطق نمره نياورد به استادش گفت:

 قربان، شما واقعا چيزي در مورد موضوع اين درس مي دانيد؟

استاد جواب داد:

 بله حتما. در غير اينصورت نميتوانستم يك استاد باشم.

دانشجو ادامه داد: بسيار خوب، من مايلم از شما يك سوال بپرسم ،اگر جواب صحيح داديد

 من نمره ام را قبول ميكنم در غير اينصورت از شما ميخواهم به من نمره كامل اين درس را بدهيد.

استاد قبول كرد

و دانشجو پرسيد: آن چيست كه قانوني است ولي منطقي نيست،

 منطقي است ولي قانوني نيست و نه قانوني است و نه منطقي؟

استاد پس از تاملي طولاني نتوانست جواب بدهد و مجبور شد نمره كامل درس را به آن

 دانشجو بدهد.

بعد از مدتي استاد با بهترين شاگردش تماس گرفت و همان سوال را پرسيد. و شاگردش

بلافاصله جواب داد:

قربان شما 63 سال داريد و با يك خانم 35 ساله ازدواج كرديد

كه البته قانوني است ولي منطقي نيست.

همسر شما يك معشوقه 25 ساله دارد كه منطقي است ولي قانوني نيست.

واين حقيقت كه شما به معشوقه همسرتان نمره كامل داديد در صورتيكه بايد آن درس را

رد ميشد نه قانوني است و نه منطقي

ارسالی : خانم شاداب

 ******

بیچاره استاد دل باخته بود وترفند خورده بود

                                                                                      نینا

 

+ |نویسنده: نینا شفیعی |ساعت: 18:25 |تاریخ: یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388 |موضوع: |

مرداب غرور

nina62

در بادیه عشق چو مجنون رفتن

بیگانه شدن زخویش بیرون رفتن

تنها ره توفیق همین است همین

از خاک برون آمده در خون رفتن

**** راهی

سحرم رنگ شب شدم

 نغمه ام دلگیر شدم

در مردابی گیر افتاده ام

مرداب لجبازی , خودم با دلم , خودم با وجودم

خودم با نفس ام وسلولهای تنم ,نه روز دارم نه روزگار

بی تاب شنیدن صدایت ودیدن رویت حتی نق زدنت

عزیزم غرورم را بیشتر دوست دارم.

گرچه از قهر تو بغض الودم ولحظه ها دلگیر است

 عزیزم بی تومی میرم

                                                   نینا

 

 

 

 

 

+ |نویسنده: نینا شفیعی |ساعت: 19:40 |تاریخ: شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388 |موضوع: |

آشفته بازار

nina62

یادتان باشد یقه شیطان را بگیرید

شما مقصر نیستید

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اتوبوس بلیطی

جای بسی سئوال؟

دروغ از زبان فاطمه(س)که فقط همسر علی بود

حافظ کارت به کجا کشیده

کنار

فال نخود وباور هنوز  زنان از همه قشر

خرافات محض

لطفا خواستکاری من هم نیایید من هم عقیده ایشان ام

مسجد دزاشیب

هنر برتر از گوهر

÷ارک ملت

تلاش برای رشد های مجدد

نینا

بعضی ها در خونه شون بازه

بعضی ها گِل میگیرند

بعضی ها درخت میکارند

ادم پررو از همه این سد ها میگذرد

نینا

کنار صندوق صدقات؟؟؟

    نینا

+ |نویسنده: نینا شفیعی |ساعت: 19:28 |تاریخ: جمعه هجدهم اردیبهشت 1388 |موضوع: |

خدايا چرا؟؟؟؟

nina62

ره میـخـــانه و مســـجد کدام اسـت ؟
که هر دو بر من مسکین حرام اسـت

*************.

خدايا وقتش نرسيده . بگوئي

وقتي مرا به اين كره خاكي راندي  سرنوشت غريبي برايم نوشتي

 (تنهايي)

از دوسالگي دور از پدر ومادر طي شد نوجواني ام اين وسط گم شد.

راه زندگي كه برايم گذاشتي سنگلاخ بود پر خار وخاشاك وبا پاي

 برهنه زمين خوردم وبر خاستم

عشق در ميان راه از هم رهي ام خسته شد ورفت دو كوله بار برايم گذاشت

باز مغرورانه امابسختي كشيدم وكشيدم با كوله بار ها تا انان را براه زندگي راندم

مثل اينكه قرار بوده بازهم تنها باشم دور از انان

هميشه سر راه مي نشينم چشم بر راه، شايد يكي از اينان كنارم باشند.

 اين حس لعنتي تنهايي را ازمن بگيرند

دريغ :به انتها رسيدم مثل روز اول هنوز تنهايم

از اين سرنوشت ازار مي بينم .گرچه عادت كردم

نقاب رضايت برچهره دارم تا تونفهمي وغصه دار بشي

خدايا سپاس كه مرا هميشه ياري كردي تا بايستم زمين خوردنم را كسي نبيند

 از سر دلسوزي محبت ام نكند . كه بيزارم اينگونه محبت را

مثل آسمان بغض كرده ام                       

  به سلامتیِ سرنوشت

 که نمي‌شه اونو  از سر نوشت

                                                           نینا

در جواب کامنت خانم م. ن .پروا (ردپای خوبان)من هم سالهاست تنها هستم ولی بخودم اجازه

 نمی دهم عشق دیگری را بدزدم.بخاطر طعم یک همدمی ویا یک هم اغوشی بنا کنم لذت خود

را برویرانه های زندگی دیگر؟

مثل اینکه فقری از ثروت مندی دزدی کند چون نا دار است اصلا قبول ندارم خانم پروای عزیز

معتقدم سرنوشت خودش رقم میزند وما میتوانیم اندکی تغییر دهیم

ایا عشق قابل قسمت است ؟ گرمی چند؟ خالصی دارد یاناخالص است معیار عشق چیست

بستر " لذت حیوانی" یا هم مهری قلبی درک شعور هم

منوببخشید عقیده هرکس محترم است  من عقیده به چند همسری ندارم

                                                           با احترام نینا

 

+ |نویسنده: نینا شفیعی |ساعت: 16:37 |تاریخ: پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388 |موضوع: |

شرط عشق

nina62

 

شرط عشق را بجا اوردن کار هر کسی نیست

دل پاک وروح تعالی می خواهد

ایا ما ایمان به عشق را داریم؟

باورم نیست که چنین باشد.                  نینا

 **********

دختر جوانی چند روز قبل از عروسی آبله سختی گرفت و بستری شد.

نامزد وی به عیادتش رفت و در میان صحبتهایش از درد چشم خود نالید.

بیماری زن شدت گرفت و آبله تمام صورتش را پوشاند.

مرد جوان عصا زنان به عیادت نامزدش می رفت و از درد چشم می نالید.

موعد عروسی فرا رسید.

زن نگران صورت خود که آبله آنرا از شکل انداخته بود و شوهرهم که کور شده بود.

همه مردم می گفتند چه خوب عروس نازیبا همان بهتر که شوهرش نابینا باشد.

20سال بعد از ازدواج زن از دنیا رفت،

مرد عصایش را کنار گذاشت و چشمانش را گشود.

همه تعجب کردند.

مرد گفت: "من کاری جز شرط عشق را به جا نیاوردم."

****.

ارسالی پسرک خوبم مهدی که ارزوی خوشبختی برای خودش وبانویش را دارم

 همیشه عاشق باشید عزیزان من

که من جوانی را به بهای عشق دادم حسرت درو کردم!!!!!!

شاید جائی غلط داشتم

در شطرنج زندگی کیش ومات شدم         نینا

 

+ |نویسنده: نینا شفیعی |ساعت: 21:37 |تاریخ: چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388 |موضوع: |

درود

 

مالعبت کانیم وفلک لعبت باز؛

از روی حقیقتی, نه از روی مجاز.

بازیچه همین کنیم, بر نَطعِ وجود؛

افتیم به صندوق عدم ,یک یک, باز.

*******.

خسته, خسته رفتم.

خسته ,خسته ,خسته تر گذراندم.

خسته , خسته, خسته, خسته ترین آمدم.

خدا دوست نداشت باری از دوشم بردارد . بلکه افزود بران

شکر خدا بجا اورم که کاری از من ساخته نیست.

مثل 63 سال گذشته سکوت ونقاب خوشبختی

تشکر از همه عزیزان که نگرانم بودند  با کامنت ها وتلفن های

راه دور از انطرف اب وپیامک های با محبت ,شما ها نعمت هستید

وامید برای زندگی وزنده ماندن ام

                                           نینا

 

+ |نویسنده: نینا شفیعی |ساعت: 11:42 |تاریخ: سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388 |موضوع: |

تا روزی دگر

هر چند كه روي وموي زيباست مرا،

چون لاله رخ وچو سرو بالاست مرا،

معلوم نشد كه در طربخانه خاك،

نقاش ازل بهر چه اراست مرا!

 *******

 روزي روزگاري كه خدا وند مشغول آفريدن بندگان خوب  بود خسته  شد

يواش يواش بنده ها بد شدند

فرشته ها گفتند :

خداوندا كمي خستگي بگير دوباره بنده هاي خوب بيا فرين تا جهان زيبا بماند

خداوند از فرشته ها پرسيد :در اين فاصله چه كنيم؟

هرفرشته ايي پيشنهادي داد

اما خداوند رحمان والرحيم قبول نگرد

كائنات وفرشته ها متحير بودند!!!!

خداوند گفت: از مخلوط  گِل آدمهاي بد وخوب نينا را مي آفرينم تمام خستگي ام

را روي دوش او مي گذارم.

پس مرا آفريد ومن خسته ، خسته ام

*****.

سپاس خدا را كه براي افريدن من وقت كافي گذاشت وجمع اضداد شدم

 

                                                            نيناي زشت وزيبا

 

مدتی نخواهم بود : مراقب خود باشید

+ |نویسنده: نینا شفیعی |ساعت: 14:2 |تاریخ: سه شنبه یکم اردیبهشت 1388 |موضوع: |