تبليغاتX
پاکت نامه

عذر خواهی

از دل باغچه کوچک من

گل سرخی روئید

وبهر صبح که خورشید

نوازش کندش با رخ گرم

همچو یک جام شراب

سکر آن خنده سحر آمیزش

بذر امید درون دل من میکارد

حیدر....

چقدر خوشحالم که دوستانی چون اب سر چشمه زلال دارم

بیشتر خوشحالم که محبت مهر را به من دارند

بهتر از همه که بی توقع دوستم دارند.

خوش بحال خودم همین که هستم قبولم دارند خود خودم را

مدتی سفر بودم جمعه برگشتم در سفر بیشتر از نیم ساعت وقت برای این دنیای مجازی نبود کندی

ومشگلات وب ها نتوانستم برای خیلی از عزیزانم پیامی بگذارم مرا ببخشید

بدانید که منهم همه شماها را دوست میدارم

قلب من باغچه کوچکی است که گل سرخ محبت شما را

 می پروراند                            نینا

 

+ |نویسنده: نینا شفیعی |ساعت: 8:10 |تاریخ: یکشنبه بیست و یکم تیر 1388 |موضوع: |

گذشت

اي آمده از عالم روحاني، تفت!

حيران شده در پنج وچهار وشش وهفت!

مي نوش، نداني زكجا آمده اي،

خوش باش ، نداني به كجا خواهي رفت.

******.

امروز از مرز ۶۳ سالگی گذشتم

سپاس که گذشت : اما چه گذشتنی!!!

حتی خود خدا نفهمید چگونه گذشت.

                                                    نینا

+ |نویسنده: نینا شفیعی |ساعت: 9:54 |تاریخ: شنبه بیستم تیر 1388 |موضوع: |

زندگی

مهمیرا میگوید

همه زندگی آنسوی پنجره بلند اتاق من است

در این سو خبری نیست

******م.ک

هق هق تنهایی هایم ر ا با خودم تقسیم کردم

شب تولدام در همهمه دریا

در کنج خلوتی شمع وشراب وشعری

با پای برهنه بر ساحل

حس خوب رطوبت خنک ماسه

از مرز میگذرم. بدون حضور خودم

نینا

 

+ |نویسنده: نینا شفیعی |ساعت: 15:52 |تاریخ: پنجشنبه هجدهم تیر 1388 |موضوع: |

گم شده

ایما نم را گم کرده ام.

کجا؟ نمی دانم

شاید کنار رود که قدم می زدم

تلنگری خورد وافتاد توی آب همراه رود به دریا رفت

شاید هم در شلوغی گلوله ائی بهش خورد ومرد

شاید هم دستگیرش کردند در زندان است

شاید هم زیر دست وپا در درگیری ها لهه شده

هرچه شده من ایمانم راگم کردم

دنبالش هم نمی گردم

شما هم نگردید.

به تلفن شماره؟؟؟؟؟؟؟؟؟هم زنگ نزنید

جایزه ندارد

                                         نینا گم کرده ایمان

+ |نویسنده: نینا شفیعی |ساعت: 17:54 |تاریخ: چهارشنبه هفدهم تیر 1388 |موضوع: |

؟؟؟؟؟؟؟؟

من در غم تو تو در وفای دگری


من دل تنگ تو تو دل گشای دگری

 

در مذهب عاشـــــقان روا کی باشد


من دست تو بوسم و تو پای دگری

 ===========

+ |نویسنده: نینا شفیعی |ساعت: 16:20 |تاریخ: سه شنبه شانزدهم تیر 1388 |موضوع: |

رفع تکلیف

شیشه نزدیک تر از سنگ ندارد خویشی

هرشکستی که باو می رسد از خویش تن است

سنگ از کمان پسرک رها شد

به سینه ی شیشه خورد.

آن را شکست.

کنار خورده های آن نشست.

شیشه که صد پاره شده بود نالید و گفت :خدایا شکرت.

سنگ با تعجب گفت:خدایا شکرت!؟

شیشه،شکسته گفت:وقتی که تنها باشی

همنشینی با سنگ ام موهبتی ست.

امانت از دوست!!!!!!!

======

چگونه میشود ؟

مرد را از نامرد جدا کرد تا روزاش را تبریک گفت :

                                                                          نینا در غربت

+ |نویسنده: نینا شفیعی |ساعت: 19:4 |تاریخ: دوشنبه پانزدهم تیر 1388 |موضوع: |

بوسه خونین

عزیز من

دیگر آرامشی ندارم

تا بگویم چقدر دلتنگ هستم

آن اندازه که دارم فرار میکنم

بهانه  است.

فرارم از خودم نیست از تونیست

از روزگار نامردی هاست

از لبان خونین دخترکی  که

بجای بوسه عشق

 بوسه مرگ را  می چشد

نمی دانم؟

 میتوانم دوباره لبانی رابا عشق ببوسم

تا این تصویر در ذهن ام است .         

                                                                     نینا در غربت

+ |نویسنده: نینا شفیعی |ساعت: 15:34 |تاریخ: جمعه دوازدهم تیر 1388 |موضوع: |

بیاد ندا

سر رفت وزسر هوای دلدار ن نرفت

حیف از سرما که بر سر دار نرفت

راز ره عشق را ندانم در چیست

چو مست به سر دویدن وهشیار نرفت

*******

ساقي كجاست شط شرابي كه داشتم

آن شعلة شكفته در آبي كه داشتم

گم شد ميان معركة مرگ و زندگي

شوريده رند خانه‌خرابي كه داشتم

كاري نبود بر سپر سينة سپهر

شب سوز نيزه‌دار شهابي كه داشتم

در جاده‌هاي تف‌زده، پاي درنگ سوخت

از التهاب شور و شتابي كه داشتم

بر من مگير اگر كه به حيلت ربوده‌‌اند

زاغان سفله‌بال عقابي كه داشتم

از چشم دل به‌گونة زردم چكيده‌ است

خون‌گريه‌هاي زخم عتابي كه داشتم

كابوس روزمرگي ما عشوه مي‌فروخت

در تنگناي دوزخ خوابي كه داشتم

بغض هزار‌سالة من در گلو شكست

افتاد از نفس تب و تابي كه داشتم

؟ از اينكه غيرت دريا شدن نداشت

سيلاب اشك من به سرابي كه داشتم


( مشفق کاشانی )

 

+ |نویسنده: نینا شفیعی |ساعت: 8:55 |تاریخ: چهارشنبه سوم تیر 1388 |موضوع: |

ندا دختر ایران ندای ازادی

ازوب انکس که نداند

آه چه شام تيره اي ، از چه سحر نمي شود

ديو سياه شب چرا جاي دگر نميشود

سقف سياه آسمان سوده شده ست از اختران

ماه چه، ماه آهني ، اين كه قمر نميشود

واي زدشت ارغوان ، ريخته خون هر جوان

چشم يكي به ماتم اينهمه تر نميشود

************.

دلم آشوبه از این همه نامردی

لعنت بر سیاست وقدرت نفرت انگیز

یادتان باشد

روزی باید در پیشگاه خداوند جواب گو باشید

وجواب اشگ مادر ندا ها را بدهید.

شما ها که عالم ترید مسئول ترید.

                                             نینا

 

+ |نویسنده: نینا شفیعی |ساعت: 3:14 |تاریخ: سه شنبه دوم تیر 1388 |موضوع: |