تبليغاتX
پاکت نامه

سیاه مشق

 

دفترها سیاه مشق کردیم

ادب مرده به زدولت او

چه واهی!!

در  سیاه مشق این دوره

بی ادبی مرد به زدولت او

نینا

 

+ |نویسنده: نینا شفیعی |ساعت: 15:56 |تاریخ: شنبه سی و یکم مرداد 1388 |موضوع: |

راز بی اخلاقی

 

راز بی اخلاقی

و ‘خواجه نصیر الدین ‘ دانشمند یگانه ی روزگار در بغداد مرا درسی آموخت که همه ی درس

 بزرگان در همه ی زندگانیم برابر آن حقیر می نماید و آن این است :

در بغداد هرروز بسیار خبرها می رسید از دزدی , قتل و تجاوز به زنان در بلاد مسلمانان که همه از

جانب مسلمانان بود . روزی خواجه نصیر الدین مرا گفت می دانی از بهر چیست که جماعت مسلمان

 از هر جماعت دیگر بیشتر گنه می کنند با آنکه دین خود را بسیار اخلاقی و بزرگمنش می دانند ؟

من بدو گفتم : بزرگوارا همانا من شاگرد توام و بسیار شادمان خواهم شد اگر ندانسته ای را بدانم .

خواجه نصیر الدین فرمود :

ای شیخ تو کوششها در دین مبین کرده ای و اصول اخلاق محمد که سلام خدا بر او باد را می دانی .

 و همانا محمد و جانشینانش بسیار از اخلاق گفته اند و از بامداد که مومن از خواب بر می خیزد

تا هنگامی که شبانگاه با بانویش همبستر می شود , راه بر او شناسانده شده است

اما چه سری است که هیچ کدام از ایشان ذره ای بر اخلاق نیستند و بی اخلاق ترین مردمانند و

آنکه اخلاق دارد نه از مسلمانی اش که از وجدان بیدار او است.

من بسیار سفرها کرده ام و از شرق تا غرب عالم و دینها و آیینها دیده ام . از ‘غوتمه ( بودا ) ‘در

خاورزمین تا ‘مانی ایرانی’ در باختر زمین که همانا پیروانشان چه نیکو می زیند و هرگز بر دشمنی

و عداوت نیستند

آنها هرگز چون مسلمانان در اخلاقشان فرع و اصل نیست و تنها بنیان اخلاق را خودشناسی

 می دانند و معتقدند آنکه خود بشناسد وجدان خود را بیدار کرده و نیازی به جزئیات اخلاقی

 همچون مسلمانان ندارد

اما عیب اخلاق مسلمانی چیست ای شیخ ؟

در اخلاق مسلمانی هر گاه به تو فرمانی می دهند , آن فرمان ‘ اما ‘ و ‘ اگر ‘ دارد .

در اسلام تو را می گویند :

دروغ نگو … اما دروغ به دشمنان اسلام را باکی نیست

غیبت مکن … اما غیبت انسان بدکار را باکی نیست

قتل مکن … اما قتل نامسلمان را باکی نیست .

تجاوز مکن … اما تجاوز به نامسلمان را باکی نیست .

و این ‘ اماها ‘ مسلمانان را گمراه کرده و هر مسلمانی به گمان خود دیگری را نابکار و نامسلمان

می داند و اجازه هر پستی را به خود می دهد و خدا را نیز از خود راضی و شادمان می بیند …

و راز نابخردی و پستی مسلمانان در همین است ای شیخ .

از اسرار اللطیفه و الکسیله

 

 

+ |نویسنده: نینا شفیعی |ساعت: 12:13 |تاریخ: پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388 |موضوع: |

تاریخ ، معلم انسانهاست

و.قتی که یاقوت ها طاغوت میشوند

وطاغوت ها یاقوت

ار ماست که بر ماست

خونت گرامی فرزند شهید پدرت شهید شد که توازاد زندگی کنی!!!

ایا شما فرزندان همان دلاوران جانباز وشهید نیستید؟

دخترم چه اندازه شباهت اشتباه از من بود

پل ها هم شاهداند وعد ه ها را

 

اگر یادتان باشد ، آیت الله خمینی جمله ای دارد که در ابتدای همه کتابهای تاریخ از راهنمایی تا دبیرستان و دانشگاه ، برگ دوم کتاب ها بود : تاریخ ، معلم انسانهاست

ارسالی؟؟؟؟؟؟؟؟ تا زمانی دور بدرود                                      نینا

+ |نویسنده: نینا شفیعی |ساعت: 9:36 |تاریخ: شنبه بیست و چهارم مرداد 1388 |موضوع: |

سفر

 nina62

 
دلم گرفته خدا را بگو چه کار کنم
غروب می وزد از چارسو چه کار کنم

گرفتم اینکه دل از خانه خودم کندم
به آن دو پنجره روبرو چه کار کنم *

به آن دریچه سبزی که صبحها لب او
شکفته می شد با گفتگو چه کار کنم

تمام این همه فانوس نیمه روشن هیچ
به آن چراغ فروزان - به او - چه کار کنم

شکسته های دل خسته را کجا ببرم
به درد این سر پر های و هو چه کار کنم

به فرض هم که فراموش می شود همه چیز
به نعش یک دل بی آرزو چه کار کنم

اگرچه با دل خون نیز می شود خندید
ولی به بغض غریب گلو چه کار کنم

زمان زمانه ننگین مرد سالاریست
پدر،برادر،دایی ،عمو چه کار کنم

نه! من چکار به سالاری شما دارم
دلم گرفته فلانی بگو چه کار کنم

 بهروز یاسمی

 

+ |نویسنده: نینا شفیعی |ساعت: 12:58 |تاریخ: پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388 |موضوع: |

تشنه

غروب

حيرت زده ام ، تشنه يك جرعه جوابم

اي مردم دريا ،برسانيد به آبم

آيا پس از اين دشت رهي هست؟

دهي هست؟

يا اين كه به پيراهه دويده ست شتابم

من كوزه به دوش آمده ام چشمه به چشمه

شايد كه تو راـ اي عطش گنگ ـ بيابم

آهي و نگاهي و ...ـ دريغا كه خطا بود

يك عمر كه با آينه ها بود خطابم

هر صبح حريصانه من و حسرت خفتن

هر شب من و اندوه كه حيف است بخوابم

چون صاعقه هر بار كه عشق آمد و گل كرد

يك شعله نوشتند ملايك به حسابم

مي نوشم از اين تلخ، اگر آتش، اگر آب

حيرت زده ام، تشنه يك جرعه جوابم

******

سراینده را نمی شناسم : چه خوش گفته از دل من

من هم حيرت زده ام، تشنه يك جرعه جوابم

نینا

+ |نویسنده: نینا شفیعی |ساعت: 8:53 |تاریخ: چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388 |موضوع: |

نبود تو

nina62

عاشق شو  ، ورنه ، کار جهان بسر خواهد آمد.

عاشق شو، تا روشن شوی وتاریکی را بزدایی.

تاریکی ، مرگ است ومیلیون ها انسان در ظلمت مرگ بسر می برند

                                       قمارعاشقانه مسیحا برزگر

بعد از این همه مدت که خانه نبودم امروز غروب چایی را کنار پنجره رو به سربالائی نفس گیر خانه

مسلط بر شهر  نشستم  وخوردم.

اما چائی که تو برایم درست میکردی چیز دیگری بود بوی ترا میداد

وقتی بخود آمدم مدت طولانی بود که تلفن امان داده وبا نوای دود عود بزرگوار اقای شجریان با

چشمانی که خیابان روبرو را می دید اما فکری که همه جا جولان می داد گذشته بود ومن باز

 فرصتی شد که برگشته بودم به گذشته شمعدانی محبوبم در این روزهای نبودم وشاید بی

مهری من خشک شده دیگه سعی ندارم دوباره بهش عادت کنم ، از وابستگی متنفرم همین

وابستگی هاست که سالها مثل (خوره روح ادم را در انزوا می خورد) وقتی این جمله را در جوانی

 از صادق هدایت خوانده بودم معنی انرا نفهمیده بودم ولی حالا لمس اش می کنم روزگار بدی

 است نازنین من

چقدر احساس کم بودات را دارم در این روزهای پر التهاب چقدر ارزو داشتم کنارم باشی وگرمی

 دست ات را که بوی حمایت می داد بر شانه ام حس میکردم.

روزهای سخت وسنگینی را میگذرانم انفرادی هم ارامم نکرد.

من ودخترت در سکوت با نگاه نیاز بتورا بهم می گوئیم ومنتظر نوه توهستیم در فکرم چگونه

 توانستی مارا نادیده بگیری وبروی ؟

                                                            نینا

 

 

+ |نویسنده: نینا شفیعی |ساعت: 8:20 |تاریخ: سه شنبه بیستم مرداد 1388 |موضوع: |

سرای بی کسی

nina62

در این سرای بی کسی کسی به در نمی زند

به دشت پر ملال ما پرنده پر نمی زند

یکی زشب گرفتگان چراغ بر نمی کند

کسی به کوچه سار شب در سحر نمی زند

نشسته ام در انتظار این غبار بی سوار

دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمی زند

دل خراب من دگر خراب تر نمیشود

که خنجر غنیمت از این خراب تر نمی زند

گذر گهی است پر ستم که اندروبه غیر غم

یکی صلای آشنا به رهگذر نمی زند

چه چشم پاسخ است از این دریچه های بسته ات

برو که هیچ کس ندا به گوش کر نمی زند

نه سایه دارم و نه بربیفکنندم وسزاست

اگرنه بر درخت تر کسی تبر نمی زند

                                ه.الف. سایه( هوشنگ ابتهاج)

 

+ |نویسنده: نینا شفیعی |ساعت: 6:29 |تاریخ: دوشنبه نوزدهم مرداد 1388 |موضوع: |

خدا از زیر قلم گذشت

nina62

تصمیمات خداوند از قدرت درک ماخارج است.

اما همیشه به سود ما می باشد .

                                 پائولوکوئیلو.

خدا از زیر قلم گذشت وبه آن قسم خورد

آزادی از زیر قلم گذشت ودر بند شد

قلم از زیر قلم گذشت و شکسته شد

شعر از زیر قلم گذشت و خشن شد

فکر از زیر قلم گذشت واعدام شد

من از زیر قلم گذشتم ودر انفرادی خودم  به باور ها خندیدم

من فکرم را ترور کردم تا دیگر سر پیچی نکند وهمواره

عاشق باشد وشعر بگوید تا ایمانش بیمار نشود .

                                                     نینا

 

+ |نویسنده: نینا شفیعی |ساعت: 7:34 |تاریخ: یکشنبه هجدهم مرداد 1388 |موضوع: |

خر نشوم

  دست مزن !چشم ببستم دو دست

راه مرو ! چشم دو پایم شکست

حرف مزن !قطع نمودم سخن

نطق مکن ! چشم ببستم دهن

هیچ نفهم! این سخن عنوان مکن

خواهش نا فهمی انسان مکن

لال شوم, کور شوم, کر شوم

لیک محال است که من خر شوم

سلام

اشتباه نکنید

شعر بالا بیش از یک صد سال پیش ودر دوران مشروطه

  (استبداد صغیر) توسط میرزا علی اکبر خان دهخدا سروده شده

 است .

 

+ |نویسنده: نینا شفیعی |ساعت: 1:44 |تاریخ: شنبه هفدهم مرداد 1388 |موضوع: |

محاكمه 100نفری

 

با توجه به اینکه همه چیز در مملکت ما دست جمعی است

مثل عروسی های دانشجویی

هجوم موتور سوارها

محاکمه امروز متخلفین خس خاشاک

 وتهمت انقلاب مخملی به اعتراض ها

*********.

امروز مخمل خانم گربه همسایه ما در برجمان2 طبقه اینجانب اعلام کرد تغییر نام داده

نام مخمل خانم تبدیل شده به متقال خانم!!

وقتی ایشان اعلام کردند همه اهالی برجمانمان که جمعا 7 نفر میشویم هاج و واج ماندیم

 پس از پرس جو وسئوال وجواب با( مخ )نه ببخشید متقال خانم متوجه شدیم ایشان از زندانی

 شدن بجرم نام مخمل میترسد که او را سر دسته انقلاب مخملی معرفی کنند

خوب حق هم دارد ما قبول کردیم واعلامیه در برجمان2 طبقه مان نوشتیم گربه ملوس خانم

(ش )را متقال بانو صدا کنید

مبارک باشد تغییر نام متقال خانم.

                                                              نينا                

 

 

 

 

+ |نویسنده: نینا شفیعی |ساعت: 18:21 |تاریخ: یکشنبه یازدهم مرداد 1388 |موضوع: |

الله اکبر

الله واکبر

الله واکبر

الله واکبر

بربزرگی شما فرزندان میهن

ای مادران داغدار  ای پدران بغض دار

الله اکبر هستیم کنارتان باهم نا نچینند گلهای مارا

                                                                     نینا

 

+ |نویسنده: نینا شفیعی |ساعت: 12:49 |تاریخ: جمعه نهم مرداد 1388 |موضوع: |

مخمل نرم لطیف

nina

 بی چاره مخمل نرم لطیف که همه گناهان گردن توست

******.

مخمل فروشان را بگیرید.

مخمل ها را بسوزانید.

شعر عروسک قشنگ من مخمل پوشیده را نخوانید.

لباس مخمل مپوشید.

پرده مخمل آویزان نکنید.

در جهیزیه دختران تان لحاف مخمل مگذارید.

پتوی مخمل را هم تحریم کنید.

فرش مخمل کاشان راهم تبعید کنید

مخمل خانم گربه همسایه مارا زندانی کنید

مخمل را از فرهنگ لغات حذف کنید.

حذف مخمل از همه گویش های محلی

چون ممکن است ارتباط داشته با؟؟؟؟؟؟

کودتا یا انقلاب مخملی.

هیچ ربطی به حق خواهی ندارد.

                                                نینا مخملی

 

+ |نویسنده: نینا شفیعی |ساعت: 20:39 |تاریخ: چهارشنبه هفتم مرداد 1388 |موضوع: |

به چه جرمی ؟؟گلهای زندانی

nina

ترانه های شادی ام را گم کرده ام

در این روزها که نیاز بیشتری به ان دارم

چگونه میتوانم ترانه شاد بگویم

چگونه میتوانم بی تفاوت باشم

چرا؟ باید در خفا بگریم

بغض گلویم را قایم کنم

گلوگاه ام انباشته است از غم

برای گلهای پر پر شده جوان وطنم

برای سینه پر سوز مادران و پدران داغدار

هر روز خبر پرپر شدن انان وپروازشان

 ر وح ام را می ازارد.

بادهانی خونین وخرد شده

به چه جرم؟

به جرم گفتن الله واکبر!!

یا به جرم خواستن حق!!

وای بر دینی که با ضرب وشتم تحمیل شود

توسط رابطان دینی وبه اسم دین

                                                     نینا

 

 

+ |نویسنده: نینا شفیعی |ساعت: 21:49 |تاریخ: سه شنبه ششم مرداد 1388 |موضوع: |

قانون جذب×روز شمارراز

 قانون

جذب

مثل غول چراغ

علاءالدين خواسته هايت

را برآورده ميكند.

********.

قانون جذب دقيق وخطا ناپذير است وحاكي از آن  است

كه افكار غالب واحساسات تو در قالب زندگي ات

به سويت برمي گردد. خواه افكار مثبت داشته

باشي خواه منفي،قانون جذب لحظه به

لحظه در زندگي تو به صورت

خطاناپذيري اعمال مي شود،و

همان افكار مشابه را به تو

برمي گرداند.خودت

حق انتخاب

داري!

                        راندا برن

 

+ |نویسنده: نینا شفیعی |ساعت: 19:25 |تاریخ: دوشنبه پنجم مرداد 1388 |موضوع: |

طبیعت معلم

عارفان علم عاشق می شوند

بهترین مر دم معلم می شوند

عشق با دانش متمم میشود

هرکه عاشق شد معلم می شود

********

صدای جیر جیرک ها تمام ذهنم را پر کرده

مرا می برد به دورانی که در این شهر زندگی می کردم

مردادماه هر روز با صدای جیر جیرک ها بیدار می شدم

وبا سکوت انها به خواب می رفتم(گذشته تلخ)

امروز با صدای جیرجیرک در این شهر شمالی به گذشته برگشتم

خداوند حتما حکمتی داشته که این حشره را آفریده.وچه زندگی سختی برای آنها قرار داده

زیاد بلد نیستم حشره شناسی را ولی جایی خواندم موقع پوست اندازی چنین صدایی

 میدهند  پس از سه سال که بصورت لارو زیر خاک هستند روزی بیرون

 می آیند وپوست میاندازند بعد از پوست انداختن مدت کمی زندگی میکنندوسپس هیچ.

فقط فکر میکنم زندگی سختی را پشت سر گذاشته تا به تکامل برسد

پس عاشق زندگی کوتاه خود است

می تواند معلم خوبی برای اشرف مخلوقات باشد که حرص نزنند

!!!!!!!چه زندگی من شبیه به جیرجیرک ها می ماند

شاید نا خواسته معلم من بودند.

                                                                نینا

 

+ |نویسنده: نینا شفیعی |ساعت: 14:54 |تاریخ: یکشنبه چهارم مرداد 1388 |موضوع: |

طغیان

نماز جمعه سبز

سپیدی بر سیاهی چیره گردید

دل شیطان از این غم تیره گردید

زافسون رنگ شد شهر ها باز

پرستوی بهاران کرد پرواز

همه کوهها دوباره سبز گشته

تمام دشت ها پر شد زآواز

تمام مادران داغ دیده

که با خون ندا ها رنج کشیده

بیا ای موج سبز دریایی

بزن بوسه بخاک ایرانی

جوانانش هنوز پر غرورند

زپیرانه سران درس آموختند

مسلمانی به ذکر ودعا نیست

مسلمانی همه لطف و مهربانیست

کجا باما سر لطف داشتید

گناهان خود را به پای ما گذاشتید

اگر دستها همه روباز گشته

دروغ ها همه عریان گشته

گناه بیگانه نیست ؛ ایران شلوغه

رگ غیرت ایرانی پر خروشه

تمام سالها را صبر کردیم

صبوری را مونس ویار کردیم

ندیدیم جز دروغ وریا ودزدی

دگر بار با موج سبز طغیان کردیم

                                                 نینا

                                     

 

 

 

+ |نویسنده: نینا شفیعی |ساعت: 19:4 |تاریخ: جمعه دوم مرداد 1388 |موضوع: |

مدت عمر

بامی به کنارجوی می بایدبود

وزعصه کناره جوی می بایدبود

این مدت عمرماچوگل ده روزاست

خندان لب وتازه روی می بایدبود

حافظ

+ |نویسنده: نینا شفیعی |ساعت: 13:37 |تاریخ: پنجشنبه یکم مرداد 1388 |موضوع: |